سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
71
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
مكتوب حكيم ابو الفتح گيلانى به آية اللّه قاضى نور اللّه شوشترى : « گرامى رقعه كل الذاتى كه استقامت ذات سامىاش مسئول هر صحيح و بيمار است شفابخش خاطر رنجوران [ بل ] نعم البدل آب حيات بود . عرق شرم بر جبين و سر خجالت بر زمين افكند . دعاى دوستان از زبان نيكان مستجاب باد تا استجابت دعاهاى ما گمراهان را در آن درگاه بار نيست كلفت خبر بيمارى سريع الزوال شما از خلاص خود مأيوسشدگان را دلكوبتر نموده . فرد : مرگست دورى از عدم تشويش هستى ديده را * يا رب ز خواب نيستى در حشر بيدارم مكن پريشانى خاطر شخصى كه به معايب نفس ناطقه رسيده باشد و به صد نااميدى دست از اصلاح خود شسته تصور فرموده هستى در كار ما پستفطرتان دارند . تا خود را از تحت الثراى طبع خلاص كرده ، به اقصاى غايت نفس ناطقه توانند رسانيد و اهل روزگار را از شر خود خلاصى توانند بخشيد » . پنجم رجب المرجب 996 ه ق نوشته شد . از اين نامه مستفاد مىشود كه قاضى نور اللّه تا چه اندازه با نفوذ بوده و امراى دربار اكبرى با آن سيد بزرگوار ارادتمندانه صحبت مىكردند . ناراحتى حضرت قاضى ، حكيم ابو الفتح را چه قدر نگران ساخت . اين مرقومه در كتاب رقعات ابو الفتح گيلانى ص 115 ، 116 چاپ شده و كتاب را دانشگاه پنجاب لاهور در سال 1968 م نشر داد . سرانجام : هنگام بازگشت از كشمير در سال 997 ه ق به نوعى بيمارى دچار گشت و در دهمتور ، شب پنجشنبه 19 شوال 997 ه ق داعى اجل را لبّيك گفت و در حسن ابدال به خاك سپرده شد . فرزندان او عبارتند از : سيد ابو الوفاء سيد خليل ( استاندار لاهور ) و سيد فتح اللّه . تصانيف او عبارتند از : 1 - فتاحى ، شرح قانونچه ( 450 صفحه ) 2 - قياسيه ( شرح اخلاق ناصرى با استفاده از قرآن و حديث ) 3 - چهار باغ ، « رقعات ابو الفتح » ( چاپى ) 4 - افادات حكيم ابو الفتح ( موجود در كتابخانهء دكتر اصغر مهدى ، تهران ) 5 - مثنوى مظهر الاسرار ( موجود در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) .